ابن أبي أصيبعة ( مترجم : سيد جعفر غضبان )

27

عيون الأنباء في طبقات الأطباء ( فارسى )

و اين عمل را تا موقعى كه سلامت يابد ادامه مىدهد . آنگاه ديگر نمىخورد . همين گربه اگر احيانا صدمه‌اى از حيوانات سمى بوى برسد و از آنها خورده باشد و او را آزار دهد ، فورى به طرف روغن كنجد مىرود يا به جاهائى كه روغن زيتون است خود را مىرساند و از آن مىخورد و از حدت آنچه به او رسيده كاسته مىشود . حكايت مىكنند چهارپايان اگر در بهار خرزهره بخورند و آنها را آزار دهد ، خود را به گياهى مىرسانند كه پادزهر « 1 » خرزهره و ضد آن است كه در آن مىچرند ، و شفاى آنها در اين گياه مىباشد . آنچه اين امر را تأييد مىكند موضوعى است كه در همين نزديكيها اتفاق افتاده است . بهاء الدين بن نفاذه كاتب ، حكايت كرد كه چون به طرف كرك « 2 » مىرفت ، در بين راه در طليل كه منزل پرعلفى از خرزهره است مىگذشت . وى و يك نفر همراه خويش در آن محل پياده شده منزل كردند . نزديك آنها خرزهره زياد بود . غلامان چهارپايان خود را در آنجا بستند ، ولى بهاء الدين و همسفرش از بستن چهارپايان سوارى غفلت نمودند . در نتيجه چهارپايان سوارى غلامان كه بسته شده و در يك محدوده معين مىچريدند ، از علفهاى همان محدوده كه فقط خرزهره بود خوردند ، ولى چهارپايان بهاء الدين چون آزاد بودند در محلهاى متفرق چريدند . صبح كه برخاستند چهارپايان بهاء الدين سلامت ، اما از آن ديگران مرده بودند ، زيرا فقط در ميان خرزهره‌ها چريده بودند . ديسقوريدوس « 3 » در كتاب خود نقل نموده است : بزهاى كوهى جزيره كرت اگر تيرى به آنها اصابت كند و در بدن آنها بماند ، به طرف علفى مىروند كه آن را مشكطرامشير « 4 » مىنامند ، اين علف يك نوع پودنه « 5 » است .

--> ( 1 ) - پادزهر ( Antidote ) ( 2 ) - شهرى از شهرهاى اردن كه در دوره مماليك يكى از مراكز دولتى بوده است . قلعه آن مشرف بر راه تجارتى و حجاج مىباشد . ( 3 ) - طبيب و گياه‌شناس معروف يونانى . ( Dioscordius ) ( 4 ) - مسكطرامشيريا مسكطرا مشيع يا نعناع . ( Dictame , Menthe ) ( 5 ) - عربى آن فوذنج يا فوتنج ( Menthe ) است .